مردى غلام خود را نزد حضرت امير عليه السلام برد و گفت : اين غلام من بدون اجازه ام ازدواج كرده است .
حضرت به او فرمود: آنان را از هم جدا كن .
مولا به غلام رو كرده و گفت : اى دشمن خدا زنت را طلاق بده !
اميرالمومنين عليه السلام فرمود: تو چه گفتى ؟
مولا: گفتم زنت را طلاق بده .
على عليه السلام به غلام رو كرده و به او فرمود: تو الان اختيار دارى ، مى خواهى زنت را طلاق ده و مى خواهى او را بگذار.
مولا گفت : يا اميرالمومنين ! چگونه حقى را كه متعلق به من بود به ديگرى واگذار نمودى ؟
فرمود: درست است ولى آن به اقتضاى اقرار خودت بود؛ زيرا وقتى كه به غلام گفتى زنت را طلاق بده به ازدواج او اقرار كرده اى
Tags:
اقرار ,
ضمنى