مذهبی دات آی آر

ذکر ، دعا و شفای مریض

   

گوناگون مطالب مذهبی

   

زندگی حضرت علی و امامان اطهار

 

  آيات و دعاها براي باز..
  دعا نخستين کاري است که..
  خواص طبي نماز
  دستوربراي ديدن خوابهاي خوشايند
  دعا نخستين کاري است که..
  دعاي بسيار مجرب براي اداي حاجت
  آيات و دعاها براي باز..
  نمازي مجرب براي رسيدن به مقصود
  آداب ذکر صلوات
  آداب ذکر صلوات

 

  غصبى نبودن جاى نماز
  امان از عذاب خدا
  كار بهتر از صدقه خوردن
  نتيجه عبادت خشك
  869- افضل مردم على (ع..
  ديه گره هاى انگشتان
  مولا و غلام مشتبه شدند!
  توبه بن صمه
  مرگ ((عفير)) بعد از رحلت..
  معاذ بن جبل

 

  232- يحيى پيامبر (ص )..
  361- غصب خلافت از ديدگاه..
  تاثير استخوان
  689- تواضع حضرت على (ع )
  آب فرات
  744- بر منبر سلونى
  583- ايرانيان حاكم مى شوند و...
  669- شيوه درست درست زندگى
  زنت را تنبيه كن
  220- اميرالمؤ منين (ع )..

نقشه سایت امام زمان(عج) بحارالانوار اصول كافى دفاع مقدس نماز و نمازگزاران زندگي امامان رسول اکرم (ص) پوشش و حجاب گوناگون مذهبي

کلیک !

محصول جدید

سایت های دوست

خواندنی روز
طنز جدید
 sms
تفریح گشت و گذار
دانستنی علمی
عشق و دوستی
تاپ سایت ایران
پرشین تاپ سایت
لینک باکس
خبر روز
پزشکی دارویی
خبر روزانه
تهران عشق
امواج خواندنی
مطلب روز
اس ام اس طنز
سرگرمی خفن
اسمس باحال
علمی هنری
کارت تبریک
نرم افزار
سرگرمی

موضوعات

احاديث
حکايات
روز شمار جنگ
امام زمان(عج)
احکام
عرفان اسلامي
دعاهاي شفاي مريض
فلسفه و برهان
عرفان اسلامي
مباحث مذهبي
گوناگون مذهبي
نهج البلاغه
مناجات و نماز
جبهه و جنگ (دفاع مقدس)
ترجمه سوره هاي قرآن
زندگي و راه امامان
فلسفه و برهان
دعاها و ذکرها
ماه مبارک رمضان
دستور العمل خودسازي
متافيزيک در اسلام
امام زمان(عج)
عرفان اسلامي
گوناگون و يادبود جنگ
عمليات هاي جنگ تحميلي
ايران
داستان زندگى امام على(ع)
پوشش و حجاب
آموزنده از حضرت يوسف (ع)
مناسک حج
داستان راستان
داستانهاى اصول كافى
داستان هاى شگفت
داستان هاى بحارالانوار
زبدة القصص
درباره نماز و نمازگزاران
داستان آيه به آيه قرآن مجيد
عاقبت خير و شر
شيطان
قضاوتهاى اميرالمومنين (ع)
مردان علم در ميدان عمل
رسول اکرم (ص)

عضویت در سایت

:: دریافت ایمیل رایگان ::
عکس و کاریکاتور
جوک و اس ام اس
مطالب آموزشی تفریحی

 

509- اصحاب رس كيانند


509- اصحاب رس كيانندبِسْمِ اللّهِ الْرَّحْمنِ الْرَّحيمْ

امام رضا (عليه السلام ) فرمود: مردى از اشراف قبيله بنى تميم بنام عمرو سه روز پيش از شهادت اميرالمؤ منين (عليه السلام ) به حضور آن حضرت رسيد و عرض كرد: اى مولاى من تقاضا دارم داستان اصحاب رس را براى من بيان فرماييد تا بدانم آنها در چه عصر و زمانى زندگى مى كرده اند و سرزمين آنها در كجا بوده است و پادشاه آنها چه كسى بوده است ؟ آيا خداوند پيغمبرى براى آن قوم مبعوث فرموده و به چه علت آنها به هلاكت رسيدند؟ زيرا كه در قرآن كريم آز آنها نام برده شده ولى شرح حال آنها بيان نشده است .
اميرالمؤ منين على (عليه السلام ) فرمودند: پرسشى نمودى كه پيش از تو كسى از من سؤ ال ننموده و بعد از من نيز كسى خبر آنها را به تو نخواهد گفت مگر آنكه از من حديث كند.
بدان اى مرد در كتاب خدا هيچ آيه اى نيست مگر آنكه تفسير آنرا من مى دانم و حتى موقع نزول و شاءن نزول آن را مطلع هستم سپس به سينه مبارك خود اشاره نموده و فرمودند: در اينجا علم و دانش بى پايانى است اما جويندگان آن بسيار كم هستند و بزودى وقتى كه ديگر مرا در بين خود نبينند پشيمان خواهند شد.
اى تميمى ! اصحاب رس مردمى بودند كه درخت صنوبر را پرستش ‍ مى كردند و آن را در فارسى شاه درخت مى ناميدند و آن درختى بود كه پس از طوفان نوح در كنار چشمه آبى بنام روشناب كاشته شد. قوم مزبور بعد از عصر حضرت سليمان در روى زمين مى زيستند و دوازده شهر در كنار رود ارس در بلاد مشرق زمين بنا كرده بودند و به همين مناسبت آنها را اصحاب رس ناميده اند در آن زمان در روى زمين نهرى پر آب تر و بهتر و گواراتر از رود ارس وجود نداشت و هيچ شهر و ديارى آبادتر از شهرهاى ايشان نبود. نام دوازده شهر آنها عبارت بود از: آبان ، آذر، دى ، به من ، اسفندار، فروردين ، ارديبهشت ، خرداد، تير، مرداد، شهريور و مهر. مركز كشور و سلطنت آنها شهر بزرگ اسفندار و نام پادشاه ايشان تركوذبن غابوربن يارش بن ساذبن نمرود بن كنعان بود... چشمه روشناب و اولين صنوبر در شهر اسفندار بود. اصحاب رس در هر ماه عيدى داشتند كه در پيرامون درخت صنوبر اجتماع نموده و درخت را با انواع زيورهاى مى آراستند و گاو و گوسفند بسيار قربانى مى كردند و آتش افروخته و قربانى هاى خود را در آتش مى انداختند و چون دود قربانيها بلند مى شد همگى به سجده افتاده و به نيايش مى پرداختند و مى گفتند: خداى ما از ما راضى شو، در اين وقت شيطان درخت صنوبر را مى جنبانيد و از ساق درخت صدايى به مانند آواى كودك بر مى خاست كه اى بندگان من از شما خشنود شدم . مردم از شنيدن صداى مزبور خوشحال شده و به لهو و لعب و شرب خمر مشغول و يك شب و يك روز در آن مكان توقف كرده و روز ديگر به جايگاه خود باز مى گشتند و عيد هر شهرى منسوب به آن شهر بوده و ايرانيان نام دوازده ماه سال خود را از نام دوازده شهر مذكور اقتباس كرده بودند. در هر سال يك مرتبه اهالى دوازده شهر بسوى شهر اسفندار كه مركز كشور و جايگاه چشمه روشناب و صنوبر اصلى بوده مى رفتند و عيد بزرگ خود را در آنجا برگزار مى نمودند. بدين ترتيب كه در كنار صنوبر سراپرده مجلل و رفيعى از ديبا كه به انواع صورتهاى مختلف مزين شده بود ميزدند و به آن سراپرده دوازده در تعبيه كرده بودند كه اهالى هر شهرى از در مخصوص خود وارد مى شدند. خارج سراپرده به نيايش صنوبر پرداخته و قربانى ها براى آن درخت خيلى بيش تر از ساير درختها مى آوردند. آنگاه شيطان درخت را به شدت تكان مى داد و از ميان درختها به آواز بلند صدايى بلند مى شد و مردم را وعده ها و اميدوارى ها مى داد مردم سر از سجده برداشته و به لهو و لعب و شرب خمر مشغول و مدت دوازده شبانه روز بعدد تمام عيدهاى سال به عياشى و باده گسارى مى پرداختند و روز سيزدهم جشن پايان يافته و به شهرها و خانه هاى خود باز مى گشتند چون كفر و طغيان آن قوم از حد گذشت . پروردگار يكى از بنى اسرائيل از نسل يهودا فرزند يعقوب را به رسالت مبعوث و براى هدايت آن قوم فرستاد و مدت مديدى آن پيغمبر در ميان آنها بود و ايشان را به خدا پرستى دعوت نمود ولى آنها پيروى نكرده و تبعيت پيامبر خدا را نكردند. هنگام فرا رسيدن عيد بزرگشان آن پيغمبر در مقام مناجات با پروردگار بر آمد و گفت : خداوندا مى بينى كه اين مردم چگونه رسالت مرا تكذيب و از پرستيدن تو سرباز زده و درختى را كه هيچ سود و زيانى براى آنها ندارد ستايش و پرستش مى كنند. الهى قدرت و سلطنت خود را بر اين قوم بنما و معبودشان را از بين ببر و درخت صنوبر را خشك كن همين كه مردم صبح از خواب برخاستند ديدند تمام درختهاى مورد ستايش آنها خشك شده ، متحير گشته جمعى از آنها به يك ديگر گفتند اين مرد كه مدعى است از طرف خداى آسمان و زمين پيغمبر است براى آنكه عبادت معبود خود منصرف و به خداى او توجه كنيم خدايان ما را به جادو و سحر خود به اين صورت در آورده ... سپس پس از اظهار نظرهاى متعدد تصميم گرفتند پيغمبر خدا را به قتل برسانند. آنها بعد از اين كار دچار عذاب خداوند شدند در همان موقعى كه مشغول برگزارى تشريفات عيد بودند ناگاه باد سرخى به ايشان وزيد. حيران و سرگردان شده به يكديگر پناه مى بردند. خداوند زمين زير پاى آنها را به گوگرد افروخته اى مبدل ساخت و ابرى بالاى سر ايشان آمد كه آتش فشانى نمود و بدنهاى آن قوم را مانند سرب مذاب گداخته و از هم پاشيد و به اين صورت با بدترين حالى نابود و از صفحه گيتى رخت بربستند.(595)




Tags: 509 , اصحاب , رس , كيانند

تبلیغات کلیک روز


مذهبی :: مطالب :: نقشه